پرهاي زمزمه

مانده تا برف زمين آب شود

مانده تا بسته شود اين همه نيلوفر وارونه چتر

ناتمام است درخت

زير برف است تمناي شنا كردن كاغذ در باد

و فروغ تر چشم حشرات

و طلوع سرغوك از افق درك حيات

مانده تا سيني ما پر شود از صحبت سنبوسه و عيد

در هوايي كه نه افزايش يك ساقه طنيني دارد

و نه آواز پري مي رسد از روزن منظومه برف

تشنه زمزمه ايم

مانده تا مرغ سر چينه هزياني اسفند صدا بردارد

پس چه بايد بكنيم

من كه در لخت ترين موسم بي چهچه سال

تشنه زمزمه ام

بهتر آن است كه برخيزم

رنگ را بردارم

روي تنهايي خود نقشه مرغي بكشم

                                                                                سهراب سپهري    

منشور پارسو ماش          از كوروش هخامنش

بگذاريد هر كس به آيين خويش باشد

زنان را گرامي بداريد

فرودستان را دريابيد

و هر كس به تكلم قبيله خود سخن بگويد

آدمي تنهادر مقام خويش به منزلت خواهد رسيد

گسستن ز نجيرها آرزوي من است

رهايي بردگان و عزت بزرگان آرزوي من است

شكوه شب و حرمت خورشيد را گرامي مي دارم

پس تا هست

شب هايتان به شادي باشد و

روزهايتان رازدار رهايي باد

اين فرمان من است

اين واژه وصيت من است

او كه آدمي را از مأواي خويش براند

خود نيز از خواب خوش رانده خواهد شد

تا هست

هوادار دانايي و تندرستي باشيد

من چنين پنداشته

چنين گفته

و چنين خواسته ام.

آداب معرفی

در موقع معرفی همیشه کوچک تر به بزرگ تر - مرد به زن- رتبه پایین تر به رتبه بالاتر معرفی می شود.

با به کارگیری ادب دوستان بیش تری پیدا می کنیم و با بی ادبی بر دشمنان‌مان می‌افزاییم.

در زمان معرفي خانم ها جلوي بايد پاي خانم ها بلند شوند ولي در مقابل آقايان كافي است كه با احترام سر را كمي خم  كنند. مگر اين كه آقا يك شخصيت بسيار برجسته يا يك پيرمرد باشد. اما آقايان در هر سن و منصب و شخصيتي كه باشند بايد جلوي پاي خانم ها بلند شده و اداي احترام كنند.

گلایه

اگر به گلایه و دل گیریهای دوستان گوش می دهید یعنی مورد اعتماد آنها هستید. سینه شما باید صندوقچه اسرار باشد. وقتی پیران از جوانان و جوانان از پیران نزد شما گلایه می کنند شک نداشته باشید که شما در وسط سنین عمر خود هستید.

ایراد

به فردی که کلمه یا لغتی را به غلط ادا کرده فورا و جلوی سایرین ایراد نگیرید. شاید بهتر باشد در میان حرفهای تان همان لغت را صحیح ادا کنید تا متوجه اشتباه خود شود. یکی  از نویسندگان گفته است: «هرگز عیب دوستتان را در میان جمع گوش زد نکن چون ممکن است او عیبش را بر طرف کند ولی هرگز تو را به خاطر این تذکر نبخشد.»

نظریه اقتصادی مارکس

به اعتقاد مارکس کشورهای دنیا سلسله تاریخی خاصی را طی کرده اند و در هر مرحله پس از به تکمیل رسیدن مرحله بعدی را آغاز کرده اند. مرحله اول از دیدگاه مارکسیستها مرحله برده داری است. در این مرحله اقتصاد بسته است و سیستم سیاسی قبیله ای در آن حاکم است و فعالیت های تجاری بسیار محدود در آن انجام می شود.

مرحله دوم مرحله فئودالی است که در آن فعالیت های کشاورزی از فعالیت های عمده است و اقتصاد آن سنتی است.

در مرحله سوم به اقتصاد سرمایه داری بر می خوریم که فعالیتهای صنعتی گسترش یافته و حکومتهای متمرکز ایجاد می شود لذا نقش سرمایه در تولید اساسی می گردد و بخش خدمات گسترش می یابد.

 مرحله چهارم مرحله سوسیالیسم است در این مرحله مالکیت حذف می شود و مالکیت ابزار تولید از بین می رود و یک حکومت متمرکز به وجود می آید.

مرحله پنجم مرحله کمونیستی است که مرحله ایده آل و نهائی و مرحله حذف طبقه است.