کار پدیده صنعتی
توسعه صنعت ,بر خلاف اعتقاد رایج ,مخصوص جوامع اروپای غربی و امریکای شمالی نیست بلکه در حقیقت صنعت گرایی جنبشی است که به طور سریع و متوالی در همه کشورها رواج یافته است و توسعه نیافتگی یا عقب ماندگی را باید در تأخیری که از نظر توسعه صنعت در برخی کشورها وجود دارد جستجو کرد.
به نظر فروید کار در ارتقای انسان به سوی کمال انسانی تأثیر بسیار دارد.کار از نظراجتماعی در شکفتگی و تحرک تمدن ها و از نظر فردی در تحقق شخصیت فرد و سرنوشت خاص او مؤثر است. اگر انتخاب کار ناصحیح و با فرد ناسازگار باشد آثار مضری خواهد داشت و در معنای خاص کلمه کاری (از خود بیگانه کننده ) است.
مواردی که باعث به وجود آمدن چنین وضعیتی می شوند به شرح زیر است :
1- کاری که به فرد اجازه نمی دهد که هیچ یک از استعدادها و ظرفیت های خود را به عرصه ظهور برساند .
2- کاری که فرد علاقه ای ندارد وقت خود را صرف آن کند .
3- کوشش هایی که فرد در پایان روز مانند نوعی بردگی از آنها فرار می کند و از نظر حرفه ای آن را مفید نمی داند .
برای اینکه کار با از خود بیگانگی همراه نباشد باید از نظر فنی و روانشناسی با ویژگیهای فرد هماهنگی داشته باشد به عبارت دیگر برای کارگر مهم است که احساس کند که کارش منصفانه و به تناسب مهارت و کوشش اوست و دستمزد وی نیز متناسب با دستمزد سایر گروه های کارگری پرداخت می شود. (......)